تبليغاتX
شعر های چشیدنی
ساعت

پيوند ها

آموزش طراحي قالب
كليپ موبايل
سواد آینه
امید مهدی نپاد
سمانه اسحاقی
یک سبد آواز نو
مجله الکترونیکی شعر
همسفر با موج
روایت تنهایی
گنجشکها فرودگاه نمی خواهند
راستی شعر مرا می خوانی
روی خط شعر
آرش علیزاده
از آتش از لب تو
طهورا
forget me nots
مشق شب
شلاق های ادبی
تنها به دست تو زنجیر می شوم
بارون
مهربونی


جستجو





در كل اينترنت
در اين سايت

نظرسنجي
جاي كد نظرسنجي
لوگو دوستان


گالري قالب وبلاگ
مترجم قالب

گالري قالب وبلاگ

www.ghalebkadeh.com


معمای انیشتن


این مساله رو انشتین طرح کرده و گفته 98 درصد مردم دنیا قادر به حل اون نیستند. ممکنه ظاهر مساله خسته کننده باشه ولی در باطن نیست.


و اما مساله:
1- در یک خیابون 5 خونه وجود داره که با پنج رنگ متفاوت رنگ شدن.
2- تو هر خونه یه نفر با ملیت متفاوت با بقیه زندگی میکنه.
3- هر کدوم از 5 صابخونه یه نوشیدنی متفاوت, یه مارک سیگار متفاوت دوست داره و یه حیوون متفاوت تو خونه نگهداری میکنه

سوال اینه که کی تو خونه ماهی نگهداری میکنه؟


راهنمایی:

1- انگلیسه خونه اش قرمزه
2- سوئدیه تو خونه سگ نگه میداره
3- دانمارکیه چای دوست داره
4- خونه سبز رنگ سمت چپ خونه سفیده
5- صاحب خونه ی سبز رنگ قهوه دوست داره
6- کسی که سیگار پالمال میکشه پرنده نگهداری میکنه
7- صاحب خونه زرد رنگ سیگار دانهیل میکشه
8- مردی که تو خونه وسطی زندگی میکنه شیر دوست داره از نوشیدنی ها(نه حیوونا)
9- نروژیه تو اولین خونه زندگی میکنه
10- مردی که بلندز میکشه همسایه اونیه که گربه نگهداری میکنه
11- مردی که اسب نگهداری میکنه همسایه مردیه که دانهیل میکشه
12- مردی که بلو مستر میکشه آبجو دوست داره(ببخشید ماءالشعیر)
13- آلمانیه سیگار پرنس میکشه
14- نروژیه همسایه اونیه که خونه اش آبیه
15- مردی که بلندز میکشه همسایه ای داره که آب دوست داره بین نوشیدنیها

حالا نگین زمان انیشتین این سیگارها نبوده. لابد یه بدبختی اومده به جای ایکس و ایگرگ این چیزها رو گذاشته که مساله طبیعی تر بشه.


آلبرت انیشتن این معما را در قرن نوزدهم میلادی نوشت، به گفته وی ۹۸% از مردم جهان نمی توانند این معما را حل کنند! شماچطور؟؟؟

من مطمئن هستم که شما می توانید. امتحان کنید.




+ | نويسنده : مصطفی تاريخ : 86/10/15 |


آیت الله بروجردی و انیشتن


آلبرت اینشتین(فوت 1955 م) در رساله ی پایانی عمر خود با عنوان: "دی ارکلرونگ" Die Erkla"rung - von: Albert Einstein – 1954 یعنی:"بیانیه" که در سال 1954 آن را در امریکا و به آلمانی نوشته است - اسلام را بر  تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کاملترین ومعقولترین دین می داند. این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه ی اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی (فوت1340ش =1961م) است که توسط مترجمین برگزیده شاه ایران محرمانه صورت پذیرفته است اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از (نهج البلاغه) وبیش از همه (بحارالانوار) علامه مجلسی (که از عربی به انگلیسی توسط  حمید رضا پهلوی (فوت1371ش) و.. .ترجمه وتحت نظر آیت الله بروجردی شرح می شده) تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود وتنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده "نسبیت" را ارائه داده  ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند.

             آیت الله بروجردی و انیشتین      آیت الله بروجردی و انیشتین

از آنجمله حدیثی است که علامه ی مجلسی در مورد  معراج جسمانی رسول اکرم(ص) نقل میکند که: هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود.اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میکنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ...اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه ی "نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن مینویسد...همچنین اینشتین در این رساله "معاد جسمانی" را از راه فیزیکی اثبات میکند(علاوه بر قانون سوم نیوتون=عمل وعکس العمل). او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول  معروف "نسبیت ماده و انرژی" میداند:

                                                          E = M.C2 >> M = E :C2

یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا" به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد. او همچنین در همین رساله عقیده ی به "وحدت وجود" را از خرافات های شایع شده توسط ملا صدرا تلقی کرده و آن را از دیدگاه "فیزیک کلاسیک" و "فیزیک نسبیتی" به شدت مورد حمله قرار می دهد ...بطور خلاصه: او میگوید: هر موجودی دارای حیطه و مرز فیزیکی خاص خود است(حیز وجودی) که امکان ندارد با موجود یا وجود دیگری اتحاد یا وحدت داشته یا بیابد...در رابطه با "عقل" نیز با کمال شگفتی - انیشتین نظریه ی اخباریون شیعه را ( که عقل را نسبی میدانند و در حریم شرع و دین آن را بکار نمیبرند) صحیح دانسته و میگوید: حق با اخباری های شما ست وهنوز زود است که مردم این را بفهمند..


در ادامه نیز فرمول ریاضی خاصی برای "عقل نظری بشر" ارائه داده و "نسبیت" آن را اثبات میکند... . اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ"بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان
پروفسور حسابی نیز بارها  با لفظ"حسابی عزیز" یاد کرده است.


3000000دلار بهای خرید این رساله توسط پروفسورابراهیم مهدوی( مقیم لندن) با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیل" بنز" از یک عتیقه فروش یهودی بوده و دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خطشناسی رایانه ای چک شده و تایید گشته که او این رساله را به دست خود نوشته است. اصل نسخه ی این رساله اکنون جهت مسائل امنیتی به صندوق امانات سری لندن - بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی- سپرده شده و نگهداری میشود... ـ (منبع)



+ | نويسنده : مصطفی تاريخ : 86/10/15 |


یه ذره از شعر مکزیک به جای ذرت مکزیکی


 

سه شعر از اکتاویو پاز

  سپیده دم

 

 دست های سرد و سبک

 زخمبندهای سایه را

 

یکی یکی بر می دارند

 چشمانم را باز می کنم

                             هنوز

 زنده ام

          در مرکز

        زخمی پاک و نارس.

                                ( ترجمه  احمد میرعلایی)

 ..................................................

 دوستی

 

 ساعت موعود است

 که بر فراز میز می بارد

 بی منتهاست

 گیسوان رهای چراغ

 شب پنجره بر بی برکرانگی فراز می دارد

 هیچ کس اینجا نیست

 حضوری بی نام مرا احاطه می کند.

                                             ( ترجمه فواد نظیری)

 

  ..................................................

 عابر 

                                                   

 در بلوار سباستو

 میان جمعیت قدم می زد

 به بسا چیزها می اندیشید

 چراغ قرمز او را نگاه داشت

 بالا نگاه کرد

 فراز بام های جاکستری،

                            نقره فام

 در میان پرندگان قهوه ای

 ماهی یی  پرواز کرد و

                         رفت

 چراغ سبز شد

 از خیابان که می گذشت خودش هم نمی دانست

 به چه می اندیشیده است.

                                           ( ترجمه فواد نظیری)



+ | نويسنده : مصطفی تاريخ : 86/10/11 |


روبه رو


رو به رو می کنم شروع را با پایان

 

با یک نقطه سفید بی پایان

 

گره مصرع تو با حسرت من است

 

ولع یک دیدار خوش بی دامان

 

حتی برای یک غم کوتاه  ، من خوشم

 

از صبح تا شب ابد من و یاران

 

سیرتم نیاز به شستو و شو دارم

 

این کار کسی نیست جز باران

 

آقا از سیرت  و سر و غم گفتم

 

تا لحظه ای تا ماندن بمان برایمان



+ | نويسنده : مصطفی تاريخ : 86/10/07 |


مطالب قبلي

معمای انیشتن
آیت الله بروجردی و انیشتن
یه ذره از شعر مکزیک به جای ذرت مکزیکی
روبه رو
نگاه
به رنگ من
در کنارتان
گذر
خانم موسوی
عشق
شهامت
هاگی وارا ساکو تارو
رکسانا افخم ابراهیمی
آنا آخماتو
آلنور میگل آلخلی
روبن بلا
ون ویس
بروبچه های فرهنگ(عسل)
ابوالقاسم حالت
گری سوتو






منوي وبلاگ

خانه
ايميل من
طراح قالب
انجمن سايت

Weblog RSS

نويسندگان

موضوعات

شعر آلمان
شعر اوکراین
شعر اسپانیا
شعر هلند
شعر پرتقال
شعر سوئد
شعر آمریکا
شعر هند
شعر افغانستان
شعر پاکستان
شعر تاجیکستان
شعر روسیه
شعر ژاپن
شعر فرانسه
شعر انگلیس
شعر مکزیک
شعر برزیل
شعر شیلی
شعر آرژانتین
شعر آفریقا
شعر استرالیا
شعر های جهانی
شعر دوستان
شعر مذهبی
شعر نو
شعر سپید
شعر سنتی
بحر طویل
جملات بزرگ
شعر ایرلند
از من

آرشيو ماهانه

هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386

پيوندهاي روزانه

گالري قالب وبلاگ
كليپ موبايل
آرشيو پيوند ها

آمار وبلاگ

بازديد كل :
جاي كد آمارسنج


اگر مي خواهيد آمار خود را افزايش دهيد ، لينك وبلاگ خود را در لينك باكس ثبت كنيد .